اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
518
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
كه از وى سر زده بود ، خشم گرفت و عبيد الله بن يحيى بن خاقان را بجاى وى قرار داد و او را برترى داد و مرتبه و مقامش را بالا برد و او را بر سر كار آورد و با اينكه مولاى ازد بود ، دستورش داد كه مولاى امير المؤمنين بنويسد و نيز او را فرمود [ كه ] منشيان ديوانها را دستور دهد تا نامه ها را بنام وى تاريخگذارى كنند ، ليكن از متوكل خواست تا وى را از اين كار معاف دارد جز اينكه عمال خراج و مزارع و بريد و كومكها و قضات را در تمام دنيا او بر سر كار مىفرستاد و با وجود او ديگران هيچكاره بودند و مع ذلك نزد مردم ستوده بود و پدر خود را سرپرست مظالم قرار داد و سپس كه او مرد عموى خود عبد الرحمان را بجاى وى نهاد . متوكل بر محمد بن احمد بن ابى دؤاد و بر پدرش ( احمد ) خشم گرفت و يحيى بن اكثم تميمى را قاضى القضاة قرار داد و املاك و اموال ابن ابى دؤاد گرفته شد و به بغداد احضار گرديد و جز اندك زمانى ( زنده ) نبود كه مرد [ . . . ] بزرگان اولادش و يحيى [ اندكى ] بر سر كار ماند و [ سپس ] جعفر بن عبد الواحد هاشمى بجاى وى [ آمد ] . متوكل در سال 238 رهسپار مدينة السلام گرديد و در شماسيه [ 1 ] در خيمه ها فرود آمد و سپس داخل بغداد شد و از ميان شهر گذشت تا براى گردش و تفريح به مدائن رفت . در ارمنستان آشوبى پديد آمد و جماعتى از بطريقان و جز آنان در آن ناحيه بجنبش آمدند و بر نواحى خود مسلط شدند ، پس متوكل ابو سعيد محمد بن يوسف را والى ( ارمنستان ) گردانيد و به قصد آنجا رهسپار گرديد و جامه هاى خود و يك لنگ موزه خود را خواست و پوشيد و بىهيچ بيمارى افتاد و مرد ، و آنگاه متوكل پسرش يوسف را ولايت داد و او رهسپار شد تا به ارمنستان آمد و با بطريقان مكاتبه
--> [ 1 ] موضعى است نزديك رصافه بغداد .